مصر باستان/ مطالبی جذاب و خواندنی در مورد حیات روزمره در مصر باستان

مشغله های مذهبی مصریان موجب نشد تا به امید زندگانی بهتری در دنیای بعد، به ریاضت کشیده شوند. مردم مصر باستان نسبت به حیات روزانه این جهان نگرش مثبتی داشتند.

 

مصر باستان/نکاتی خواندنی در مورد اصول زندگی در مصر باستان

مصر باستان/ مطالبی جذاب و خواندنی در مورد حیات روزمره در مصر باستان

خانه مردِ مصری قصر او محسوب می شد و از اندرز ادبیات حکیمانه در گزیدن همسر به هنگام جوانی و تشکیل خانواده پیروی می کردند. تک همسری قاعده رایج بود با این حال، اگر زن صاحب اولاد نمی شد، مرد می توانست چند زن دیگر اختیار کند. البته فرعون صاحب حرم خود بود. ملکه به عنوان بانوی اول شناخته می شد و منزلت او بالاتر از سایر زنان فرعون بود.

شوهر، رئیس خانواده به شمار می رفت با این حال، مسئولیت زنان در خانه داری و تربیت کودکان بسیار مورد احترام بود.در کتابی حاوی گفتار حکیمانه که مصریان آن را تعلیمات می نامیدند چنین آمده است:

< اگر شما مرد برجسته ای هستید، می باید خانه دار خود را بیابید و چنانکه مناسب است به همسر خود در خانه محبت نمایید. شکم او را سیر کنید؛ بدن او را لباس بپوشانید. برای تنش مرهم فراهم کنید. تا زنده هستید دل او را شادمان نگاه دارید. او برای همسرش مزرعه باراوری است. نباید برخلاف قانون با او مشاجره کنی و او را از دستیابی به کنترل... مانع شوی. بگذار از آنچه برایت اتفاق می افتد قلب او تسکین یابد؛ این به معنای آن است که او رامدت درازی در خانه ات خواهی داشت.>


زنان از حقوق مساوی با مردان برخوردار بودند. املاک و میراثشان حتی بعد از ازدواج هم دردست خودشان باقی می ماند. اکثر حرفه ها و مشاغل عمومی به روی زنان بسته بود اما برخی هم داد و ستد می کردند. زنان کشاورز، ساعتهای دراز در مزارع و در خانه به وظایف فراوان می پرداختند. زنان طبقه بالا می توانستند وظایف کاهنه ها را انجام دهند و حتی ملکه ای به دلیل حقوق خود به فرعونی رسید. او در دوره پادشاهی جدید حکمرانی کرد و حتشپ سوت نام داشت. مجسمه او را با سینه تخت ساخته اند و بر اساس سنت فراعنه چانه او را با ریش مصنوعی مزین کرده اند.

مصر باستان/ مطالبی جذاب و خواندنی در مورد حیات روزمره در مصر باستان

اطلاعات چندانی درباره مراسم ازدواج نداریم اما به نظر می رسد والدین ازدواج فرزندان خود را سامان می داده اند. به خانواده و املاک توجه خاص می شد و مقصود اصلی از ازدواج داشتن اولاد و مخصوصا پسر بوده است.

این اندرز حکیمانه از دوران پادشاهی جدید به دست آمده و می گوید:< در حالی که هنوز جوان هستی برای خود زنی بگیرید تا برایت پسری بزاید.> تنها پسران می توانستند حامل نام خانوادگی باشند. با این حال دختران را سبک نمی شمردند.

نقاشیهای مقبره ای فراوانی وجود دارد که مناسبات نزدیک و محبت آمیز والدین با پسران و دختران را نمایش می دهد. هر چند والدین ازدواجها را ترتیب می دادند با این حال برخی از اشعار عاشقانه در مصر باستان حکایت از عامل عشق در ازدواج می کند. در ذیل نوحه سرایی جوان عاشق پیشه ای در فراق خواهرش آمده است(عشاق در مصر قدیم یکدیگر را "برادر" و "خواهر" می نامیدند).


<هفت روز تا دیروز خواهرم را ندیده ام
بیماری بر من هجوم آورده
جسمم سنگین شده است
خویشتن خویش را به فراموشی سپرده ام
اگر اطبای حاذق نزدم آیند
خواهند دید قلبم از درمان آنان راضی نیست...
آنچه حیاتم می بخشد این است که گویند او اینجاست!
نامش مرا از بستر بیماری بلند می کند
با آمدنش سلامتی به من باز می گردد
و با دیدنش بیماری ام رخت می بندد>

امکان طلاق وجود داشته و این کار بر حسب ظاهر با پرداخت غرامت به زن انجام می شده. زنا مواکدا ممنوع و همراه با کیفر شدید بود و مخصوصا در مورد زنان به بریدن بینی و یا سوزاندن بر کومه آتش منجر می شد.


مصر در شرایط معمولی سرشار از وفور نعمت بود که نه تنها تمامی جمعیت خود را تغذیه می کرد، به طبقات بالا نیز امکان می داد تا از زندگی توام با رفاه و تجمل فراوان برخوردار شوند. خاندان ثروتمند در خانه های زیبا و در درون املاک محصور می نشستند.

 

برگرفته از کتاب تمدن مغرب زمین
ترجمه محمد حسین آریا

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه